لطفا نظرات و پیشنهادات خود را در قسمت نظرات بیان دارید
دانلود تصنیف زیبای * صبرم عطا کن * حمیرا ـ تجویدی
مشهور ترین نوازنده هاي ويلون در رادیو

مهدی خالدی-علی تجویدی-حبیب الله بدیعی-پرویز یاحقی-همایون خرم
تجويدي: يک جهان عشق (قسمت اول)
بي گمان تصوير "ميرزا علي اکبر خان" (شيدا) را ديده ايد، پيرمردي سيه چرده، با صورتي استخواني، چشماني خسته، سبيل هاي آويخته و تني رنجور، داستان شيدايي او را شنيده ايد؟ نيمه شب ها دستي به سه تار مي برده و در خلوت خود به راز و نياز مي نشسته، تا آن که دل و جان باخته معشوقه اي مي شود و کارش به سرحد جنون مي کشد:
در خم زلف تو پايبند جنون شد دل من واندر ان سلسله عمريست که خون شد دل من
از آن پس دلش به کمند زلف خوبان گرفتار مي شود و گاهي در عوالم تنهايي براي خود، معشوقه هاي خيالي مي سازد:
جان به رقص آيد از لطايف او همچو شاخ گل از نسيم بهار
تصوير "ابوالقاسم عارف قزويني" را چطور؟ چهره اي مصمم، با وقار، با چشماني نگران؛ تصنيف هاي عارف علاوه بر جذبه هاي عشق و عاشقي، غم زمانه و زمانه ها را باز مي گويد و مبيّن دردهاي اجتماع است. وقتي به ساخته هاي عرف گوش مي سپاريم، به راستي نمي دانيم که اين هنرمند بيشتر غم زمانه را خورده است يا فراق يار کشيده است؟ خود عارف مي گويد: "وقتي تصنيف هاي وطني ساخته ام که ايراني از هر ده هزار نفرش، نمي دانست وطن يعني چه!"
از عشق پيدا و نهانش به افتخارالسلطنه و تصنيف هاي آن دوره تا بدانجا که مي گويد: "دل هوس سبزه و صحرا ندارد" و عشقش به ميهن است و ميهن پرستي. همه و همه شاهکار است، شاهکار موسيقي و ادبيات. اما چه دلگير است، وقتي بر مزارش مي روي و در پاي بناي ابو علي سينا که خود وصيت کرده است، در زير انبوهي از برگ هاي پائيزي - از ياد رفته – سراغش را مي گيري. هر چند اشعار بلندش و تصانيف جميلش از ياد رفتني نيست.
دريغ است که در اينجا از "درويش خان"، "جهانگير مراد (حسام السلطنه)" و "محمد علي امير جاهد" ذکري به ميان نرود، مصنفيني که بر موسيقي ما تاثيرگذار بوده اند و آثارشان همواره دلنواز و دلنشين بوده است.
بعد از ايشان و چندين و چند نفر ديگر که تصنيف هاي خرد و کلان ساخته اند، مي رسيم به نسلي ديگر از تغمه پردازان موسيقي ايران که سرآمد همه آن ها اين سه نفر بوده اند: "مرتضي محجوبي"، "حسين ياحقي" و "علي تجويدي".
"مرتضي خان محجوبي" مردي با پنجه هاي طلايي که روح موسيقي ايران را در کالبد خشک و بي جان پيانوي فرنگي دميد و زير انگشتان خود اين ساز را خمير نمود تا حالي وصف ناپذير از آن به گوش مستمعين رساند. آهنگ ساخت، اما کم و گزيده، طوري که بهتر از آن متصور نيست. او نيز مثل "رضا (برادرش)"، دلداده و شيفته بود، شيفته موسيقي.
"حسين ياحقي" که صبا درباره او بارها گفته بود: "اگر مي خواهيد ساز با حال گوش کنيد، ويلن حسين را بشنويد". او نيز از ديگر آهنگسازان موفق موسيقي ما محسوب مي شود. متانتي که در چهره و در وجود "حسين ياحقي" نهفته بود، در آثار آهنگينش نيز نهفته است. برق غمي که آتش به جان او زده بود، موجب خلق آثاري ماندگار در موسيقي ايران شد.
و اما نواپردازي ديگر که اصفهاني و اصفهاني الاصل است، "استاد علي تجويدي".
علي تجويدي در کانوني به دنيا آمد که همه قبيله اش صاحبان هنر بودند. اجداد پدر و مادر پدري اش همه از هنرمندان نقاش، شاعر، خواننده، خوشنويش، کاشي ساز و منبت کار اصفهان بودند. يکي از اجدادش به نام "ملا مختار" قرآن کريم را با صداي بسيار خوش مي خواند و چون به هنر موسيقي مسلط بود و طبع شعري هم داست، فن تجويد را به شعر درآورد و از آن پس ملقب به "مختار تجويدي" شد. نياي پدري اش "محمد علي سلطان الکتاب اصفهاني" از نسخ نويسان مشهور دوره قاجار بود. سلطان الکتاب چند فرزند داشت که همگي نقاش، خوشنويس و موسيقي دان بودند، از جمله "ميرزا هادي خان تجويدي" و "ميرزا علي خان تائب" که هر دو از صدايي خوش برخوردار بودند و به روزگار جواني از محضر "نايب اسدالله" گوشه هاي موسيقي را و نيز شيوه آوازخاني را از پسر عمه خود يعني "آقا سيد عبدالرحيم اصفهاني" آموختند. اين دو برادر از پدر و جد خود خوشنويسي و نقاشي به سبک مينياتور را فراگرفتند و در سال 1292 به منظور تحصيل نقاشي در "مجمع الصنايع" از اصفهان به تهران رفتند و در خيابان ري، بالاخانه اي اجاره نمودند. همچنين براي فراگيري تار و سه تار به کلاس درويش خان رفتند و در محضر او اين هنر را آموختند.
دونوازي ويلن و تمبک در سه گاه: علي تجويدي و جهانگير ملک
در همان سال ها "هادي تجويدي" براي تحصيل در رشته نقاشي کلاسيک به مدرسه کمال الملک رفت و پس از اخذ ديپلم به عنوان استاد نقاش در اين مدرسه مشغول به کار شد. او استادي زبردست و يگانه در هنر خود بود و امروزه بسياري از آثار ارزشمندش در موزه هاي معتبر جهان حفظ و حراست مي شود.
هادي خان در سال 1298 صاحب فرزندي شد که نامش را "علي" نهاد. فرزندان هادي خان بر خلاف خواست باطني پدر، هر سه به هنر گرايش نشان دادند؛ "محمد" و "اکبر" دو هنرمند نقاش و "علي" هنرمند موسيقي دان. علي تجويدي مباني اوليه موسيقي، خصوصاً گوشه هاي آوازي را نزد پدر و عمويش آموخت و بعد با خريدن ني لبک کوچکي، اولين ساز خود را انتخاب نمود. نواختن فلوت و شاگردي "ظهيرالديني"، همچنين نت خواني نزد "موسي خان معروفي" گام هاي بعدي او در وادي موسيقي بود.
علي نوجوان به سال 1315 پدر هنرمند خود را از دست داد و اين ضربه مهلک طبيعت، به مدت يکسال او را به سکوتي سرد و سنگين فرو برد. او در مورد مرگ پدر چنين مي گفت: "کسالت پدرم سه سال به طول انجاميد و سرانجام در سن 50 سالگي، زندگي را وداع گفت و اگر راستش را بخواهيد، در اين مملکت، دق مرگ شد".
و باز اگر راستش را بخواهيد تمام هنرمندان واقعي در اين مملکت دق مرگ مي شوند، خصوصاً هنرمندان موسيقي (حتي اگر صد سال هم عمر کنند)!
علي تجويدي بعد از گذشت يک سال، با نواختن ساز ويلن، بار ديگر به دنياي موسيقي سلام گفت. فراگيري اين ساز نزد "سپهري" و بعد راهيابي به کلاس درس "حسين ياحقي" که قريب دو سال و نيم به طول انجاميد، فرصت بسيار مغتنمي بود، اما دشت وجود تجويدي زماني از موسيقي ناب ايراني بيش از پيش سيراب شد که به محضر ابوالحسن خان صبا رسيد. آشنايي با شيوه نوازندگي صبا، آموختن رديف صحيح موسيقي ايران (به دور از تمامي حشو و زوائد) و درک و دريافت روح موسيقي ايران، از اندوخته ها و آموخته هاي او در اين دوران بود.
چندي بعد بنا به توصيه استاد، نواختن سه تار را نيز نزد ايشان شروع نمود و به يادگيري پرداخت. اين شد که نواختن يک ساز مضرابي در کنار يک ساز کششي تفکر و احساس او را در موسيقي تثبيت نمود. باز هم به پيشنهاد صبا، براي آشنايي با تکنيک هاي ويلن غربي که براي هر نوازنده ويلني در هر کجاي دنيا ضرورت دارد، نزد "مليک آبراهيميان" و "بابگن تامبرازيان" متدهاي لازم را آموخت. علم هارموني را از "هوشنگ استوار"، ارکستراسيون را از "ضياء مختاري" و رديف و تصانيف قديم را نزد "حاج آقا محمد ايراني مجرد"، "اسماعيل قهرماني" و "عبدالله دوامي" فرا گرفت و خلاصه اين که از هر صاحبدلي و صاحب هنري، نکته اي و شمه اي آموخت. او در راه طلب از پا ننشست.، تا آن که موسيقي داني شش دانگ و کارآمد شد.
تجويدي اولين برنامه راديويي را در سال 1327 در راديو ارتش اجرا کرد. در همين سال ها بود که پي به قريحه آهنگسازي در وجود خود برد و اولين ترانه را به نام "شب مهتابي" (به ياد زيبايي خفته در بستر بيماري) ساخت و اجرا نمود. او از اولين هنرمنداني بود که با برنامه گل ها همکاري را شروع کرد و آهنگ "چه مي شد" با شعري از معيني کرمانشاهي، اولين اثرش در اين سلسله برنامه ها بود.
از سال 1334 در اداره کل هنرهاي زيبا و از سال 1336 در هنرستان عالي موسيقي (پس از درگذشت صبا) به تدريس ويلن مشغول شد. عضويت شوراي عالي موسيقي، تدريس در دانشکده هنرهاي زيبا، عضويت شوراي موسيقي باربد و سرپرستي ارکسترهاي متعدد، از ديگر فعاليت هاي موثر او در طول عمر هنري اش بود.
«اگر مهر تو را بر دل ما داد»: ساخته علي تجويدي و با صداي مرضيه
تجويدي بيش از سه دهه بود که با گسترش انواع موسيقي ناشايست و با آن که در ميهن خود خانه و کاشانه دارد، چون ديگر بزرگان موسيقي، در غم غربت و غريبي به سر مي برد. ويلن و سه تار مي زد، با صدايي خسته مي خواند، آهنگ مي ساخت و ناشنيدني ها در موسيقي ايران، شنيدني مي کرد. وي در سال 1378 از طرف دايرالمعارفي معتبر در آمريکا و اروپا به عنوان برترين هاي قرن بيستم به جهانيان معرفي شد، اما خبر آن در داخل کشور چندان منتشر نگرديد!
و اما استاد علي تجويدي از منظري ديگر:
آهنگسازي:
خواستن توانستن نيست! بلکه قسمتي از آن است. خيلي ها دلشان مي خواهد تکنواز باشند، ولي اين طور نيست. خيلي ها دلشان مي خواهد آواز خوان باشند و سعي بسيار هم مي کنند، ولي نمي شود. خيلي ها مي خواهند آهنگساز باشند، اما آهنگسازي قريحه مي خواهد، ذوق ادبي مي خواهد، طبع روان مي خواهد، نوع دوستي، عشق، شناخت عميق از موسيقي مادري و هزار و يک چيز ديگر مي خواهد. خود استاد در اين باب مي گفتند: "آهنگساز و شاعر تا پيام و رسالتي راستين براي جامعه در آثار خود نداشته باشند، ممکن نيست بتوانند با مردم ارتباط معنوي و روحي برقرار کنند. يک هنرمند بايد در درجه اول با خويشتن خويش ارتباط کامل برقرار کند و خودش را بشناسد و کامل کند تا موفق شود احساسات درونش را به راحتي به ديگران منتقل نمايد. آثاري که فاقد اين صفت و خاصيت باشد، بي ارزش است و اگر هم بنا به جهاتي اين آثار به ظاهر معنوي، شهرت و سازنده آن هم معروفيتي پيدا کند، در اندک مدتي به دست فراموشي سپرده خواهد شد و ثابت مي شود که آن اثر، ريشه در عواطف جامعه نداشته است".
نکته در همين جاست که آهنگسازي چون تجويدي، احساس را، انديشه را و موسيقي را از بطن جامعه مي گرفت و با علم به موسيقي، آن را مي ساخت. نتيجه آن که جامعه موسيقي بر آن صحه مي گذاشت و توده مردم آن را با جان و دل مي پذيرفتند. آهنگ هاي جاوداني چون: "آتش کاروان"، "صبرم عطا کن"، "رفتم که رفتم"، "بگو که هستي بگو"، "سنگ خارا"، "پشيمانم"، "نه همزباني"، "آزاده ام"، "ديدي که رسوا شد دلم"، "مرا عاشقي شيدا"، "اين همه آشفته حالي"، "دلداري دارم" و ده ها اثر ارزشمند ديگر که عدد آن به سيصد يا چهارصد مي رسد، همه از ساخته هاي اوست. گفتن و شنيدن آن هم ساده نيست، چه رسد به ساختن آن! رنجي و مرارتي که اين مرد در طول ساليان عمر پر برکت خود، بر سر ساختن اين ترانه ها کشيد ، به تقرير نمي آيد و هرگز کسي يا کساني از عهده تکريم آن برنمي آيند. در اين جا پر بجاست که يادي کنيم از هم قطاراني که با سروده هاي خود با استاد همزبان، همحال و همدم بوده اند، تا اين آثار تکوين يافته است: اسماعيل نواب صفا، بيژن ترقي، رهي معيري، رحيم معيني کرمانشاهي و ...
تصنيف «بازگشته»: آهنگ علي تجويدي و با صداي دلکش
نت تصنيف بازگشته (از کتاب يادگاران)
تجويدي هر گاه ملودي تازه اي به سراغش مي آمد، روزها، بلکه هفته ها با آن زندگي مي کرد، با شاعر ترانه سرا مي زيست و به خواننده اي توانا تفهيم مي نمود تا اثر به ثمر بنشيند و نتيجه دهد.
يکي از دلايل توفيق تجويدي در آهنگسازي آن بود که ترانه را قبل از سپردن به خواننده و اجرا، با صداي دو دانگ خود براي اهل نظر مي خواند و با ويلن و سه تار همراهي مي کرد و از اين طريق، نقد سالم و سازنده ايشان را مي پذيرفت و در اثرش تاثير مي داد. آنچه بعضي از هنرمندان ما، پس از تکوين آثار خود هم، زير بار آن نمي روند. پس علي تجويدي علاوه بر قريحه و توان آهنگسازي، بسياري خصايص ديگر داشت که وسواس فراوان و نقدپذيري از آن جمله بودند. اين رمز شهرت خوانندگاني است که آثار او را اجرا کردند که در نتيجه آن، آثار تجويدي اين گونه در دل مردم ماندگار شد.
ديگر ويژگي هنري تجويدي، ذهن جوياي او در موسيقي بود که به هيچ وجه ايستا نبود. وي هميشه در انتظار الهام گرفتن از جهان پيرامون خود و يافتن انگيزه اي براي خلق آثار تازه و بديع بود. استاد در اين زمينه مي فرمود: "از همه اين ها گذشته، من همواره در صدد نوشتن و انشاي کارهاي تازه ام و از همه مهمتر اين است که نيازهاي فعلي مرا، آهنگ هاي اجرا شده در گذشته، کاملاً تامين نمي کند. امروز حرف هاي تازه اي دارم. بيان آهنگ هايي که در ظرف ده سال اخير ساخته ام به کلي با آثار گذشته متفاوت است. افسوس که به علت نبودن ارکستر و مشکلاتي که از اين دست وجود دارد، امکان اجراي آن ها برايم فعلاً مقدور نيست."
ويلن علي تجويدي به همراه آواز محمدرضا شجريان
پس اين ويژگي آهنگسازان بزرگ چون علي تجويدي است که در کار خود دو تعهد داشته اند: نخست ارائه موسيقي سالم و سازنده که ريشه در اصالت قومي ما داشته و دارد و ديگر القا افکار و احساسات بلند انساني در قالب کلمات و از طريق موسيقي.
نوازندگی ویولن:
علی تجویدی پس از درک محضر بزرگانی چون ابوالحسن صبا و حسین یاحقی، در نوازندگی این ساز صاحب سبک و سیاقی مخصوص به خود شد. تجویدی با ویولن سخن می گفت، درد و دل می کرد، شکوه می کرد، به وجد و طرب می آورد و طعم خوش موسیقی ایرانی را به شنونده می چشاند. او بداهه نواز و بداهه پرداز بود. وقتی خیلی مصمم، دست به ویولن می برد و "دشتی" را درآمد می کرد (دشتی را که مایه مورد علاقه او بود) نجواهای عاشقانه و راز و نیاز شبانه به گوش جان می رسید و وقتی با چهارمضرابهای تند و تیز می خروشید، انگار که فریاد منصور بر سردار بود و آنگاه با فرودی فرودی ملیح، ساز را بر زمین می نهاد.
نواختن سه تار
:در کودکی گاهی به دور از چشم پدر، سه تاری به دست می گرفت و با انگشتان کوچک خود بر سیم های آن می زد
. تا آن که پس از سال ها به توصیه صبا نواختن سه تار را نزد ایشان شروع نمود و با این ساز انس و الفتی پایان ناپذیر پیدا کرد. دوستی و همنوازی در طول سالیان دراز با احمد عبادی موجب شد که تجویدی به شیوه نوازندگی عبادی نیز گرایش پیدا کند. عشق و مشقی که استاد با سه تار می کرد، دیدنی و شنیدنی بود و سرشار بود از لطایف موسیقی.
نت تصنیف «جدایی»: ساخته علی تجویدی
خوشنویسی
:در خاندانی که همه اهل خط و ربط بوده اند، طبیعی بود که او نیز از خطی خوش بهره برده باشد
. وی همچون هنرمندان بزرگ، نبوغ ذاتی اش در چند هنر تجلی پیدا نمود.آشنایی با شعر و ادبیات
:این دو هنر که در فرهنگ ما از یک ریشه و اصل هستند، پیوتدی عمیق و ناگسستنی با یکدیگر دارند
. برای یک موسیقی دان، آن هم موسیقی دانی در آن سطح، درک ادبی لازم و ضروری بود. خصوصاً برای یک آهنگساز که آهنگ های کلام دار می سازد، این تسلط و تأثیرپذیری باید افزون بر دیگر هنرمندان موسیقی باشد که در مورد استاد تجویدی این گونه بود.تصنیف «صبرم عطا کن» با صدای حمیرا
تعلیم و تربیت شاگردان
:
تجویدی از هنرمندانی بود که نه تنها در زمینه آهنگسازی و نوازندگی بلکه در زمینه تدریس هم، بسیار ساعی و کوشا بود
مرا از شاعری خود عار ناید
که در صد قرن چون عطار نایدآثار مکتوب
:استاد قسمتی از اندوخته ها، تجربیات و اطلاعات خود را در باب موسیقی به صورت مکتوب به چاپ رساندند که برای هنرجویان موسیقی در مقاطع مختلف به ویژه مقاطع عالی نوازندگی، بسیار مفید فایده بود و خواهد بود
. از آن جمله اند: "موسیقی ایرانی"، "سیری کوتاه در موسیقی سنتی ایران"، "ردیف تحلیلی و تطبیقی (نوا و راست پنجگاه)"، "کتاب سه گاه" و "پنجاه قطعه".تصنیف «دیدی که رسوا شد دلم» با صدای مرضیه
تحقیق و تحلیل در هنر موسیقی
:متاسفانه بسیاری از هنرمندان ما در رشته هنری خود فاقد ذهنی تحلیل گر هستند اما در این زمینه مدعی کم نیست
!استاد علی تجویدی علاوه بر آنچه در
"موسیقی عملی" از خود نشان داد، در مورد "موسیقی تحلیلی" هم توفیقی به سزا داشته است. او عمری را به تحقیق و تتبع در این رشته گذراند و صاحب اندیشه و تفکر بود. مقالات، مصاحبه ها، سخنرانی ها، یادداشت ها و حتی صحبت های حضوری ایشان، حکم بر این نظر دارند. هنرمندان بزرگ مثل همه مردم، صاحب سلیقه اند، ولی این سلیقه با معرفتی همراه است که پشتوانه عمیق فرهنگی دارد. بسیار نابجاست که اشخاص به دور از فرهنگ و فرهنگ موسیقی، سلیقه و عقیده خود را در باب موسیقی، هم طراز استادان می کنند و آنگاه نظر پردازی ها می نمایند.(حالا با کدام تائید و با کدام صلاحیت، خدا می داند!) باید گفت که سلیقه و عقیده بزرگان در حکم الگوست و باید جامعه و جامعه موسیقی بدان احترام بگذارد و آن را مطالعه نماید.نقل خاطرات
:یکی از جلوه های رفتاری و گفتاری استاد، نقل خاطرات هنری و غیر هنری بود
. وقتی در مورد صبا، مرتضی خان محجوبی، حسین تهرانی و دیگران صحبت می کرد و از خاطرات تلخ و شیرین خود می گفت، آنچنان موثر تعریف می کرد که گویی در همان مکان و زمان و با همان اشخاص دمخور گشته ای. خاطرات شیرینش، خنده را بر لب و نشاط را بر دل می نشاند و خاطرات تلخ و اندوه بارش، گریه را بر چشمان و اندوه را بر جان می فشاند. خالی از لطف نیست دو خاطره را از ایشان نقل کنیم:
"
تصنیف «مرا عاشقی شیدا» با صدای بنان
و اما خاطره دوم
: "روزی رفتم به اداره تبلیغات (نام اداره رادیو در آن زمان). سراغ استاد صبا را گرفتم و به اتاقی وارد شدم که ایشان پشت میزی، مشغول نت نگاری بودند. پس از سلام و احوال پرسی سوال کردم که آیا کار تازه ای ساخته اید که مشغول یادداشت آن هستید و در جواب، استاد گفتند که آهنگی فلان شخص ساخته است و نت آن را به من داده اند تا پارت هایش را تهیه کنم. و با خونسردی و بزرگواری که مخصوص خود ایشان بود، به کارشان ادامه دادم. من که بغض گلویم را گرفته بود و اشک بر صورتم می دوید، بدون آن که استاد متوجه شود، سراسیمه به دفتر رئیس شورای موسیقی رفتم و با فریادی که بر سرش کشیدم، گفتم که ده ها و صدها نفر چون فلان کس باید آثار صبا را نت کنند و در خدمتش چالاک شوند. اما افسوس که اداره رادیویی وقت، قدر صبا را نمی دانست و برای چندرغاز حقوق ماهیانه چه بی حرمتی ها و نا سپاسی هایی که روا نمی داشت. همه رئیس و روسای وقت رادیو رفتند و می روند و هرگز نامی هم از ایشان باقی نمی ماند، اما "صبا" هرگز فراموش نخواهد شد."
نت قطعه «رقص پروانه»: ساخته علی تجویدی
موسیقی دان عاشق
:تحصیل
"علم" در هنرستان و دانشگاه می شود، اما تحصیل "عشق" در هنرستان و دانشگاه می شود؟ نمی شود. تحصیل "سلفژ"، "هارمونی"، "کنترپوآن"، "ارکستراسیون" و ... در این مراکز میسر است، اما تحصیل عشق و رندی آسان نیست. "همه گویند، ولی گفته سعدی دگر است"، چرا؟ همه آهنگ سازند، خوب و حتی عالی هم می سازند، ولی ساخته های تجویدی حال و هوای دیگری دارد. چرا؟ نکته در اینجاست که شاعر و موسیقی دان داریم، اما شاعر و موسیقی دان عاشق کم است.تصنیف «رفتم و بار سفر بستم» با صدای هایده
همسر هنرمند
:
از اقبال بلند یک هنرمند، داشتن همسری شایسته است
و سخن آخر این که بسیار دشوار است که در قالب نوشتار و آن هم نوشتاری کوتاه، بتوان حتی گوشه ای از هنر و عشق بی حد و حصر هنرمندی چنین را به تصویر کشید
. پس سخن را کوتاه کرده، و تنها به دو اشارت اکتفا می کنیم. به تعبیر جلیل شهناز: "علی تجویدی از نوابغ موسیقی جهان است" و به تعبیر حسن کسائی: "علی تجویدی، آبروی موسیقی ایران است." پس یاد موسیقی ما گرامی و روحش شاد باد.
تصنیف «آتش کاروان» با صدای دلکش
با توجه به وبسایت چهار مضرا و با تشکر و احترام به محمد امین توتونچیان
|
| |
|
|
گزارش کامل مجلس یادبود زنده یاد علی تجویدی
مراسم یابود زنده یاد استاد علی تجویدی ، آهنگساز و نوازنده چیره دست ویولن ، عصر روز سه شنبه در تالار وحدت ، با حضور اصحاب فرهنگ و هنر و خیل عظیم مشتاقان هنر پارسی برگزار شد .
این مراسم که طبق معمول و بسان مراسم های مشابه پیشین با تاخیر آغاز گردید ، شامل هنر نمایی نوازندگان و خوانندگان و سخنرانی تنی چند از استادان موسیقی بود .
نواختن قطعاتی در دستگاه سه گاه توسط بهرنگ آزاده بر اساس بداهه نوازی های استاد علی تجویدی ، از جمله قطعه خاطره انگیز "صبرم عطا کن" که خانم حمیرا آنرا در قبل از انقلاب بر اساس شعری از زنده یاد رهی معیری خوانده است ، آغاز گر این مراسم بود .

سخنران اصلی این مراسم مهندس همایون خرم بود . وی گفت : تمام استقبال هایی که از یک هنرمند ، چه در زمان حیات اهل دل و اهل موسیقی و چه بعد از بین رفتن ظاهری ایشان ، به نظر من وجود آن آتشی است که در حقیقت در دل یک هنرمند شعله ور می شود که در واقع تداعی کننده این بیت حافظ است که می فرماید : "از آن بـه دیر مـغانـم عزیز میدارند / کـه آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست" ، و واقعا این آتش در دل تجویدی و تجویدی ها وجود داشت و در واقع همین آتش است که او و امثال او را زنده نگه می دارد و در حقیقت آنها را خالق چنین آهنگها و آثار دلپذیری می کند .
مهندس همایون خرم از زنده یاد تجویدی به عنوان "استاد هنرمند" یاد کرد زیرا که تجویدی علاوه بر کوشش و سعی فراوان ، از موقعیت خانوادگی و اجتماعی خوب و موهبتالهي نیز برخوردار بود و رسیدن به این مرتبه فقط با سعی و کوشش میسر نمی شود . به گفته مهندس همایون خرم ، تجویدی در سازندگی آهنگ یک شخصیت هنری کاملا والایی بوده است و علتش این است که علاوه بر اینکه تابع ذوق بوده است ،تابع تناسب های صحیح نیز در کار بوده است و این امر میسر نمی شود مگر با مطالعه آثار دیگران و میبینم که ایم مسئله در آثار تجویدی مشهود است و نتیجه آن خلق آثاری چون "صبرم عطا کن" ، "آزاده" ، "رفتم و بار سفر بستم" و ... شده است . مهدس همایون خرم افزود : وقتی آهنگهای تجودی را بررسی می کنیم ، عشق تجویدی به موسیقی راهبر او بوده است و آموخته هایش او را استوار کرده بود و ذوق و تکنیک همیشه باید باشند چون در صورت فقدان هر کدام از این موارد ، تعادل حفظ نمی شود . به گفته مهندس همایوم خرم ، معنویات یکی از دلایل اصلی پربار بودن و دلپذیر بودن آثار استاد تجویدی است . آهنگهای تجویدی دلپذیر است چون خودش اهل دل بود . تجویدی اشعار حافظ را بسیار خوب می خواند و خط حافظ را بسیار خوب تشخیص می داد و نشان از آن داشت که این مرد اهل معرفت بوده است ، بخصوص در این اواخر ظاهرا ایشان با یک سری از حقایق پیوندی برقرار کرده بود چون من در چهره ایشان یک رضایتی می دیدم ، رضایتی که انسان دوست خود را میبیند و دوست دارد به پیشش برود . تجویدی شخصیتی بود که به مسائل مادی بی اعتنا بود و موسیقی را برای کسب ثروت نمی خواست و هدفش تنها اعتلای موسیقی ایران بود . 
فرهاد فخرالديني، رهبر ارکستر ملی ایران نیز نيز پيش از اجراي برنامه اركستر ملي، در مورد استاد تجویدی گفت تجویدی متعلق به تمام مردم ایران است و به خانواده خاصی تعلق ندارد چون تجویدی بخشي از فرهنگ ايران است .

فخر الدینی افزود : ملت ایران سالیان سال آهنگها و آثار استاد تجویدی را شنیده و زمزمه کرده است و لحضات شادی را برای خود رقم زده است و استاد تجویدی حق زیادی بر گردن مردم ایران دارد و ما باید سپاسگزار این مردان بزرگ باشیم که این اوقات شیرین را برای ما فراهم می کنند .
استاد علی تجویدی ، بامداد روز چهارشنبه 24 اسفند سال 1384 در سن 86 سالگی پس از تحمل 50 ماه بیماری طاقت فرسا ، زندگی دنیوی را بدرود گفت و راهی سفر ابدی شد .
استاد علی تجویدی متولد سال 1298 خورشیدی در خیابان ری تهران است . وی مقدمات را نزد پدر و برادرش آموخت . وی در سن 16 سالگی برای یادگیری ویولن نزد حسین یاحقی رفتند به مدت 6 ماه نزد او به فراگیری این ساز مشغول بودند . علی تجویدی از شاگردان استاد صبا و همنواز با بهترین موسیقی دانان ایران نظیر مرتضی خان محجوبی ، حسین تهرانی ، حسن کسایی ، لطف الله مجد و جلیل شهناز و از همکاران صدیق زنده یاد پیرنیا و از پایه گذاران و همکاران دایمی برنامه گلها بودند . وی هفتاد آهنگ زیبا ، دلنشین و موزون برای برنامه گلها ساخته که اکثر آهنگهایش بر روی اشعار رهی معیری و معینی کرمانشاهی ساخته شده است . آهنگهای تجویدی را می توان بعد از شیدا و عارف ، بهترین آهنگهایی دانست که بر اساس موسیقی اصیل ایران استوار است . وی معروف به کشف صداهای ناب بود و پروانه امیر افشاری ( حمیرا ) و معصومه دده بالا (هایده) ، دو بانوی آواز ایران ، از شاگردان استاد علی تجویدی بوده اند .نام علي تجويــــــــدي در "دايرة المعارف رجال قرن بيستم" که توسط موسسّه (American Biographical Institute) ABI در سال 1998ميلادي منتشر شد،ذکر گرديده است که اين کتاب مرجع و مآخذ بزرگان امروز جهان در عرصه موسیقی است و نشانگر هنر والای استاد بود .
در حاشیه مراسم :
* با وجود اینکه حدود 20 دقیقه مانده به آغاز برنامه ، مسئولان تالار وحدت از ارائه کارت ورودی به مراجعه کنندگان خودداری می کردند و اظهار می داشتند که ظرفیت سالن تکمیل است ، در طبقه اول سالن و طبقات دیگر هنوز تعداد نسبتا زیادی صندلی خالی وجود داشت و این در حالی است که بسیاری از مشتاقان و علاقمندان در پشت دربهای بسته متوقف شده بودند .
* در این مراسم نماهنگ سوز نغمهها با آهنگسازي" مزدا انصاري" و خوانندگي" محمد عبدالحسيني" و بر اساس شعری از "محمد سعيد ميرزايي" که توسط مركز موسيقي و سرود سازمان صدا و سيما تهیه شده بود ، پخش گردید و به خانواده استاد تجویدی تقديم شد و مورد توجه حاضران قرار گرفت . 
* پس از پخش این نماهنگ ، مجری این مراسم هنگامی که نوبت به نوازندگی کیوان ساکت و دکلمه اشعار توسط مریم واعظ پور رسید ، از لفظ "استاد" برای نام بردن از کیوان ساکت استفاده کرد که این مسئله با توجه به حضور استادان و پیشکسوتان موسیقی در این مراسم و همچنین سن نه چندان بالای کیوان ساکت ، تعجب برانگیز به نظر می رسید . چه خوب است حرمت کلمه "استاد" در چنین مراسم هایی حفظ شود و بی جهت آنرا برای هر نوازنده یا هنرمندی به کار نبرد .

* هنگامی که مجری برنامه ، شعری را با این مطلع که " ز عشق است آنچه آهنگ و ترانه است / دو ر می فا سل لا سی دو بهانه است" خواند و آنرا به بیژن سمندر نسبت داد ، انوشیروان روحانی از جای خود برخاست و به مجری برنامه و حاضران متذکر شد که این شهر متعلق به زنده یاد ملک الشعرای بهار است و آقای بیژن سمندر مالک و سراینده این شعر نیست که با تشویق حاضران مواجه گردید .
* فرهاد فخرالدینی در سخنان خود ، از طرف جامعه هنری ایران و ملت ایران از خانم شوکت تجویدی ، همسر زنده یاد تجویدی به خاطر تلاشها و زحمات ایشان ،چه در دوران قبل از بیماری استاد تجویدی و چه در زمان بیماری وی ، تقدیر و تشکر کرد که با تشویق بی امان حاضران مواجه گردید و خانم تجویدی هم متقابلا به ابراز احساسات حاضران پاسخ دادند .
* همسر خانم جلیل شهناز هم در بین حاضران بودند . وی اظهار داشت که استاد جلیل شهناز اکنون مدت ۴ روز است که در بیمارستان بستری هستند ولی حال عمومی ایشان خوب است .
* پایان بخش مراسم ، اجرای 3 قطعه از ساخته های استاد تجویدی ، از جمله "سنگ خارا" ، توسط ارکستر ملی ایران به رهبری فرهاد فخرالدینی بود که بسیار مورد توجه حاضران قرار گرفت . ترانه "سنگ خارا" بر اساس شعری از استاد معینی کرمانشاهی است که قبل از انقلاب خانم مرضیه آنرا خواندند .
منبع : هنر و موسیقی






استاد علي تجويدي، متولد 1289 خيابان ري تهران.زندگي هنري او را